من کی بات- برنامۀ سخنِ دل نخست وزیرهند نارندرا مودی

این برنامۀ سخنِ دل نخست وزیرهند نارندرا مودی برای رابطۀ مستقیمِ او با مردم این کشور می‌باشد که در آخرین یکشنبۀ هرماه از طریق آل اندیا رادیو پخش می‌شود.

قسط سوّم      

مترجمین: محمد ولی الله ولی و دکتر احمد علی

گوینده: محمد ولی الله ولی

هموطنانِ عزیز من! سلام 

کشور ما در حال حاضر از یک‌طرف از موسم باران لذّت می‌برد و از طرفِ دیگر فستیوال‌ها و جشن‌ها در هرگوشه و کنارِهند تا دیوالی یعنی جشن چراغان همین‌طور ادامه می‌یابند و شاید نیاکانِ ما، نظمِ چرخۀ فصلی و چرخۀ اقتصادی و زندگانی اجتماعی را بخوبی همین‌طور ترتیب داده‌اند تا به‌هیچ وضع، هیچ‌وقت سُستی در جامعه وجود نداشته باشد. ما در روزهای گذشته، چندین فستیوال را جشن گرفتیم. دیروز سالروز تولّد لُرد کریشنا در سراسر هند برگذار شده. کسی می‌تواند راجع به‌چگونگیِ شخصیت لُرد کریشنا تصوّر بکند که با گذشت هزارها سال هم هر فستیوال با جدّت و انگیزۀ جدید و قوّۀ جدید فرا می‌رسد و زندگی دارای سابقۀ هزارها سال، آنطوری که برای حلّ مسایل مثالی می‌گردد و مورد سرچشمۀ الهام قرار می‌گیرد، هرکس می‌تواند در زندگی لُرد کریشنا حل مسایل کنونی خود را بجوید. باوجود اینچنین قدرت، او گاهی محو معاشقه و گاهی میان ماده‌گاوها و پرورش‌کنندگان آنها بازی می‌کرد و گاهی به ‌نی‌نوازی می‌پرداخت. این شخصیت پُر از تنوع و گوناگونی و سرشار از قدرت بی‌نظیر لُرد کریشنا بوده که وقف به‌نیروی اجتماعی، متعهد به‌نیروی عمومی، بصورت محافظ اقدار بشریت، ایجادکنندۀ سابقۀ جدید به‌نظر می‌آید. دوستی چگونه باشد در این مورد کسی نمی‌تواند رویداد سُداما را به‌دست فراموشی بسپارد و در میدان جنگ، باوجود اینچنین شکوه و عظمت، بعهده گرفتن مسئولیت رانندۀ ارابه خاصۀ او بوده. گاهی او صخره را بسرش بالا می‌برد و گاهی بشقاب را از سرِصفره می‌چیند یعنی بهر صورت او یک نوع جدّت را نشان می‌دهد. هنگامی که من با شما صحبت می‌کنم نگاهم به‌سوی دو موهن یعنی کریشنا جلب می‌شود. یک موهن دارندۀ چکرا و موهن دیگر، دارندۀ سودرشن چکرا. با لمس نمودن کرانۀ رود جمنا، با رسیدن به‌کرانۀ دریا در گجرات و با اقامت در شهر دواریکا و با تولّد به‌کنار دریا، او به‌کرانۀ رودخانۀ جمنا رسیده و در دهلی آخرین نفسش را کشید. لُرد کریشنای دارندۀ سودرشن چکرا در اوضاع آن‌زمان، هزارها سال پیش برای به‌تعلیق اندازی جنگ، خردمندی، وظیفه و قدرت و اندیشۀ خود را بکاربرد. او راهی را برای آزادی، حفظ ارزش‌های انسانی، تقویت دادن به‌عناصر شخصیت انسانی برگزیده که در جهان امروز هم تعجّب‌انگیز و شگفت‌آور است. ما می‌توانیم اهمیت خدمت بدون منفعت شخصی، اهمیت دانش یا اهمیت زندگانی موفقِ پُر از فرود و فراز را از پیام لُرد کریشنا درک نمائیم و همین علّتی است که او بعنوان یک مرشدِ جهان بشمار می‌رود.

درحالیکه ما از جشن‌ها تذکّر می‌دهیم، هند درعین حال سرگرم جشن بزرگی است و نه تنها در هند بلکه در سراسر جهان ذکر آن برسرِ زبان‌ها است. هموطنان عزیز من، روی سخنِ من به‌یکصد و پنجاهمین سالروز تولّد پدرِ ملّت مهاتما گاندی است. در تاریخ ۲ اکتبر ۱۸۶۹ میلادی در ساحل پوربندر که اکنون بنام کریتی مندر یعنی معبد کریتی معروف است در یک خانۀ کوچک، نکه یک شخص بلکه دوره‌ای بوجود آمده که تاریخ انسانی را جهت تازه‌ای بخشیده و سابقۀ نوین را بمیان گذاشت. چیزی که همیشه با مهاتما گاندی سروکار داشته و این یک جزو لاینفک زندگانی‌اش بوده آن جذبۀ خدمتِ خلق و تعهد به‌خدمتِ بشریت بوده. اگر سراسر زندگانی‌اش را درنظر بگیریم، می‌بینیم که او در آفریقای جنوبی به‌خدمتِ جامعه‌ای پرداخته که دُچار تبعیضِ نژادی بود. در آن‌زمان، این یک کار بزرگ بوده. او به‌خدمتِ کشاورزانی در چمپارن پرداخته که دُچار آلام و مصائب بودند. او از آن کارگران خدمت نمود که به‌دستمزد مناسب دست نمی‌یافتند. او به‌خدمتِ افراد فقیر، بینوا، ضعیف و گرسنه پرداخته و آن را بعنوان یک کارِ عظیم زندگانی‌اش بحساب آورد. دربارۀ صفرای خون شایعات متعدد گمراه‌کن وجود داشته. او برای ازبین بردن این شایعات گمراه‌کن به‌کسانی که دُچار این مرض بودند، خدمت می‌کرد و خدمتِ مثالی را از خود نشان می‌داد. او عملاً یک خدمتگذار بوده و رابطۀ ناگسستنی با راستبازی و خدمتگذاری می‌داشت. مهاتما گاندی در هرجا که کسی نیازمند خدمت باشد، در خدمتش حضورش بهم رسانده. او نه تنها بر خدمتِ خلق تاکید وارد آورده بلکه نشاطِ قلبی که از آن بوجود می‌آید را به‌مردم نشان داد. اهمیتِ لفظِ خدمت باین معنی مضمر است که آن را می‌توان با نشاط و شادمانی انجام داد یعنی خدمتِ خلق یک آئین عظیم می‌باشد و همین‌طور نشاط و شادمانی روحانی در همین جذبۀ خدمت مضمر است. ما می‌توانیم این را با مطالعۀ زندگانی پدرِ ملّت مهاتما گاندی بخوبی درک نمائیم. مهاتما گاندی نه تنها صدای هندیان بی‌شمار بوده بلکه برای ارزشِ انسانی و کرامتِ انسانی نیز صدای جهان گردید. برای مهاتما گاندی فرد و جامعه، انسان و انسانیت بالاتر از همه بود. چه مزرعه فونیسک در آفریقا باشد و چه مزرعۀ تولیستای، این سابرمتی آشرم باشد یا وردها، او در هرجا بصورت کارِ منحصر بر فرد خود به‌بسیج جامعه تاکید نموده. این مایۀ خوشبختی من است که من فرصتی را برای بازدید از جاهای متعدّد مهمّی یادبود مهاتما گاندی بدست آوردم. من می‌توانم بگویم که مهاتما گاندی با جذبۀ وظیفه‌شناسی، جذبۀ تنظیمِ جامعه را تغییر می‌داد. خدمتِ جامعه و بسیج جامعه آن جذبه می‌باشد که ما باید آن را در زندگیِ خود بیاوریم. همین تجلیل و احترام‌گزاری واقعی از مهاتما گاندی خواهد بود. همچنین مواقع همیشه می‌آیند و ما به‌آن می‌پیوندیم. اکنون سوال این است که آیا ۱۵۰مین سالگرد تولّد مهاتما گاندی همین‌طور خواهد گذشت؟ آیا ما می‌توانیم این را قبول بکنیم. هموطنان عزیز، همین‌طور نخواهد بود. ما باید از خود بپرسیم، باندیشیم و بطور باهمی به‌گفتگو بنشینیم. ما بایستی با جامعه و مردم، با هرطبقۀ مردم، با مردم همۀ شئون زندگانی که خواه در شهر یا در روستا بسر می‌برند، بحیث یک فرد به‌این تلاش‌ها چه بیافزایم. سوال این است که چه اضافۀ ارزشی باشد که از طرفِ من خواهد بود و اتّحاد دارای یک نیرو می‌باشد. لذا ضروری است که در تمام برنامه‌های بمناسبت ۱۵۰مین سالگرد تولّد مهاتما گاندی عناصر اتّحاد و خدمت وجود داشته باشد. چرا نباید ما با همۀ باشندگانِ محلّه‌ها با جذبۀ مذکور خدمت بجلو بیائیم. اگر ما یک تیم فوتبال را داریم همراه با فوتبازی خدمتِ خلق نیز برطبق اصول مهاتما گاندی انجام خواهیم داد. اگر ما یک باشگاه بانوان را داریم، همراه با آن کارهای باشگاه بانوان در دورۀ مدرن با همکاری این دوستانِ باشگاه بانوان به‌کار خدمتِ خلق بپردازیم. ما می‌توانیم کارهای زیادی را انجام بدهیم. شما باید کتابهای قدیم را جمع‌آوری کنید و آن را درمیان افراد فقیرِ جامعه توزیع بکنید و اینطور علم و دانش را توسعه و گسترش بدهید. من می‌دانم که شاید همۀ ۱۳۰۰ میلیون نفر از هم‌میهنانِ ما ۱۳۰۰ هزار میلیون تصوّر را دارند و آنها اینطور می‌توانند ۱۳۰۰ میلیون سرمایه‌گذاری را تشکیل بدهند. برای آن هیچ حدّی وجود ندارد. هرچه که در ذهنِ ما بیاید آن باید برای خدمتِ عموم مردم و احساس نشاط و شادمانی خود باشد.

هم‌میهنان عزیز من، من چند ماه پیش به‌داندی گجرات رفته بودم. “نمک ستیاگره” در نهضت آزادی هند یک نقطۀ عطفی بزرگ مهم است. من در یک موزۀ نوینِ اهدا به‌مهاتما گاندی گشایش داده بودم. من از شما تقاضا می‌کنم که شما هم در روزهای آینده به‌یک محل یا محلّ دیگرِ متعلق به‌مهاتما گاندی حتماً مسافرت نمائید. آن محلّات عبارت‌اند از پوربندر، سابرمتی آشرم، چمپارن، وردها آشرم و محلّات مربوط به‌مهاتما گاندی در دهلی. هنگامی که شما از آن محلّات دید و بازدید نمائید در آنصورت عکس‌های خود را بروی رسانه‌های اجتماعی بگذارید و احساسات خود را در دو یا چهار جمله بنویسید تا دیگران از آن تشویق و الهام بگیرند. خیال بوجود آمده از درون شما نیرومندتر از تخلیق ادبی خواهد بود و ممکن است که در حال حاضر در نگاه شما تصویرکشی گاندی از قلم‌تان اهمیت و معنویت زیادی داشته باشد. در این مورد برای برگذاری بسیاری از برنامه‌ها، مسابقه‌ها و نمایش‌ها طراحی شده است. امّا در این ضمن چیزی که بسیار قابل توجّه است آن را نشان می‌دهم. یک نمایش هنری بنام وینس بیناله وجود دارد در جائیکه هنرمندان سراسر جهان گردهم می‌آیند. در غرفۀ هندی وینس بیناله در این هنگام اشیای بیشتری جالب توجّه متعلّق به‌یادبود مهاتما گاندی به‌معرض نمایش گذارده شده‌اند. تابلوی هنری هری‌پور از آنها بسیار جاذب نظر بوده. شما می‌دانید که کنفرانس حزب کنگره در هری‌پور گجرات برگذار شده بود. در جائیکه انتخاب سُباش چندرا بوس بعنوان رئیس حزب کنگره در تاریخ، درج و ثبت شده است. گذشتۀ این تابلوی‌های هنری بسیار قشنگ و زیبا است. مهاتما گاندی قبل از اجلاس کنگرۀ هری‌پور در ۳۸-۱۹۳۷ میلادی از رئیس آن‌زمان کاخِ هنری شانتی نکیتان دعوت نموده بود. مهاتما گاندی می‌خواست که او طرز زندگی مردم را از طریق هنر نشان بدهد و کارِ هنری‌شان در خلال این اجلاس کنگره به‌معرض نمایش گذارده بشود. آن همان نند لعل بوس است که کارِ هنری‌اش زینت قانون اساسی هند می‌باشد که یک شناختِ نوین به‌آن می‌بخشد و این پرورشِ هنری‌اش با قانون اساسی هند، او را هم جاودان ساخته است. نند لعل بوس از دهکده نزدیک به‌هری‌پور بازدید نموده و سرانجام با منعکس دادن زندگانی این روستای این کشور بعضی از نقّاشی‌های هنری را بمیان گذاشته. این هنر پرارزشی او در وینس شهرت بی‌پایانی را بدست آورده. من یکبار دیگر بمناسبت ۱۵۰مین سالروز تولّد مهاتما گاندی با خواهشات نیک از هریک تبعۀ هندی خواهان تعهدی به‌این کشور، به‌اجتماع این کشور و رفاه و بهبودی مردم این کشور هستم. همین تجلیل حقیقی، خوب و ثبوت‌پذیر از مهاتما گاندی خواهد بود. فرزندان مادرِ هند شما بخاطر داشته باشید که ما در چند سال گذشته قبل از ۲ اکتبر تا تقریباً دو هفته تبلیغ خدمتِ پاکسازی را ادامه می‌دهیم. امسال این نهضت از یازدهم سپتامبر آغاز خواهد شد. ما در این خلال با بیرون آمدن از خانه‌های خود با انجام کار پاکسازی نذرانه خدمتگذاری را به‌پدر ملّت مهاتما گاندی نذر خواهیم کرد.

این خانه‌ها باشند یا کوچه‌ها، چهارراه‌ها باشند یا زهکشی‌ها، این دانشکده‌ها باشند یا جاهای عمومی، هرجا بایستی تبلیغ نظافت را آغاز نمائیم. بدین مناسبت ما باید بر ازمیان برداری پلاستیک تاکید ویژه‌ای وارد بیاوریم. من در تاریخ ۱۵ ماه اوت از قلعۀ سُرخ گفته بودم که ۱۲۵۰ میلیون نفر بطوری که با جنب و جوش فراوان دست به‌نهضت نظافت زده و برای خروج مدفوع در فضای باز کاری انجام دادند، همین‌طور ما باید باتفاق همدیگر کاربرد پلاستیک تک مصرفی را ازبین ببریم. در مورد این تبلیغ در همۀ طبقات جامعه جنب و جوش فراوان وجود دارد. بسیاری از خواهران و برادرانِ مغازه‌دارِ من به‌مغازه‌های‌شان تختی را نصب نموده و بروی آن نوشته‌اند که خریداران باید کیف‌شان را همراه خود بیاورند. از این پس‌انداز پول هم خواهد شد و این اقدام‌شان در حفظ محیط زیست نیز سهم بسزا خواهد داشت. ما در این هنگام در تاریخ ۲ اکتبر بمناسبت جشن‌گیری ۱۵۰مین سالگرد تولّد مهاتما گاندی به‌او نه تنها یک هندِ تهی از خروج مدفوع در فضای باز را تقدیم خواهیم نمود بلکه در آن روز در سراسر کشور دست به‌جنبشی بر علیه کاربرد پلاستیک خواهیم زد. من از هر طبقۀ جامعۀ ساکنِ روستا و شهر، دست بسته درخواست می‌کنم که امسال، سالگرد تولّد مهاتما گاندی را با رهایی از کاربرد زباله‌های پلاستیکی برگزار نمایند و دوّم اکتبر را بعنوان یک‌روز ویژه‌ای جشن بگیرند. روز سالگرد تولّد مهاتما گاندی باید بصورت یک جشن خدمتِ خلق درآید. من از همۀ شهرداری‌ها، هیئت مدیرۀ بخش، شورای محلّی روستایی، سازمانهای دولتی و غیردولتی و هرسازمان و عموم مردم تقاضا می‌کنم که برای جمع‌آوری زباله‌های پلاستیکی، تدارکات مناسب را بکنند. من از بخش شرکتی نیز خواستارم که در صورت جمع‌آوری این زباله‌های پلاستیکی برای ازبین بردن آن به‌جلو بیایند تا آن را دوباره بکار ببریم. این باعث حفظِ سوخت خواهد بود. اینطور ما تا جشن دیوالی می‌توانیم از زباله‌های پلاستیکی نجات بیابیم. لزوم از عزم راسخ وجود دارد و برای الهام‌گیری لزوم دید و بازدید از این طرف یا به‌آن طرف وجود ندارد. هیچ چیز، بهتر از مهاتما گاندی الهام‌بخش نیست. 

هموطنان عزیز من، اقوالِ زرّین معروف زبان سانسکریت‌مان یک نوع جوهر دانش می‌باشند. هرچیزی را که ما در زندگی نیازمند آن هستیم، می‌توانیم در آن بیابیم. درحال حاضر تماس ما با مردم، بسیار کاهش یافته است امّا در گذشته، آن بسیار گسترده‌تر بوده. امروز من می‌خواهم که یک سخن بسیار مهمّی را از یک قول زبان سانسکریت نقل نمایم که قرن‌ها پیش نوشته شده بود امّا امروز هم اهمیت فراوان دارد. آن از این قرار است:

पृथिव्यां त्रीणि रत्नानि जलमन्नं सुभाषितम् |

मूढैः पाषाणखण्डेषु रत्नसंज्ञा प्रदीयते” ||

یعنی آب، خواربار و اقوالِ زرّین، سه جوهر در کرۀ ارض وجود دارد. مردم نادان سنگ ریزه‌ها را جوهر می‌دانند. خواربار در فرهنگِ ما بسیار اهمیتی دارد تا حدّی که دانش و آگاهی مربوط به‌خواربارِ ما، به‌درجۀ علم رسیده است. غذای مقوّی و متوازن برای همۀ ما ضروری است. غذای مقوّی بخصوص برای زنان و نوزادان اهمیت خاصی دارد بعلّت اینکه اینها بنیان آیندۀ اجتماع‌مان‌اند. در سراسر هند، تحتِ تبلیغ تغذیه، تغذیه از طریق نوین و علمی مبدّل به‌یک نهضت عمومی می‌شود. مردم اینکشور با اتّخاذ روشهای جدید و جاذب با سوء تغذیه نبردآزما اند. توجّۀ من وقتی به‌این نکته جلب نموده شده بود. “غلّات یک مشت” در ناشیک، مبدّل به‌یک جنبش بزرگ گردیده است. تحتِ آن اعضای خدمه آنگنواری، یک مشت غلّات را از مردم گرد می‌آورند. این غلّات گِردآوری شده برای تهیّۀ غذا بخاطر کودکان و زنان بکاربرده می‌شود. اینطور یک شخص خیرسگال و باخبر، یک شهروند خدمتگذار جامعه می‌گردد. سپس او برای حصول مقصود مذکور، زندگی خود را متعهد به‌خدمتِ جامعه می‌کند. اینطور او یک سربازِ این نهضت می‌گردد. همۀ ما در خانواده‌های اینکشور راجع به‌رسمِ غذاخوری شنیده‌ایم. این بعمل می‌آید هنگامیکه ما برای اولین بار تغذیۀ جامد به‌کودکان را آغاز می‌کنیم. مرادم است از غذای جامد نکه غذای مایعی. من در سال ۲۰۱۰ میلادی در ایالت گجرات به‌این فکر افتادم که چرا نه بمناسبت رسمِ غذاخوری، غذای مکمّل به‌بچّه‌ها داده شود تا مردم نسبت به‌آن آگاه و بیدار بشوند. این یک کوشش بسیار عالی است که تقلیدِ آن در هرجای اینکشور امکان‌پذیر است. مردم در بعضی از ایالت‌های اینکشور تبلیغِ غذای تاریخوار را ادامه می‌دهند. مردم بمناسبت‌های سالروز تولّد، روزِ میمون، روزِ یادبودی در خانواده غذای مقوّی و خوش‌ذایقه را می‌پزند و آن را به‌آنگنواری می‌برند و آن غذا را به‌کودکان مدرسه‌ها می‌دهند. آنها با بچّه‌های مدرسه تسهیم شادمانی‌شان می‌نمایند و اینطور شادمانی‌شان به‌اوج می‌رسد. دوستان عزیز، عدّه‌ای از چیزهای کوچک وجود دارد که از طریق آن نبردآزمایی موثر با سوء تغذیه امکان‌پذیر است. امروز بعلّت فقدان بیداری مردم، ثروتمند و فقیر هردو تحت تاثیر سوء تغذیه قرار می‌گیرند. ماهِ سپتامبر در سراسر اینکشور بعنوان تبلیغ برای تغذیۀ متوازن برگذار خواهد شد. من می‌خواهم شما هم به‌این تبلیغ پیوستگی نمائید، اطلاعاتی را نسبت به‌آن بدست بیاورید و چیزهای تازه را به‌آن بپیوندید. شما هم شامل خدمتگذاری به‌جامعه بشوید. اگر شما در ازبین بردن سوء تغذیۀ یک نفر موفق شدید معنای آن این است که ما سوء تغذیه در اینکشور را ازبین می‌بریم.

سلام آقا، نامِ من سریشتی وِدّیا است. من دانشجوی سال دوّم هستم. من قسط برنامۀ شما را در ۱۲ ماه اوت که شما در آن با بیئر گریلس حضور داشتید، دیده بودم. من با تماشای آن قسط برنامۀ شما خیلی خوشحال شدم. اوّل از همه با شنیدن این خوشحالم که شما چه قدر فکرمند راجع به‌طبیعت، زندگی وحوش و محیط زیست‌مان هستید. من با دیدن شما بصورت یک ماجراجو خیلی خرسند شدم. من می‌خواهم بدانم که شما در خلال آن قسط برنامۀ مذکور چه تجربه‌ای داشتید و در آخر می‌خواهم چیز دیگری بافزایم که جوانسالان مانند من با دیدن سازگاری عالی تندرستی شما بسیار تحت تاثیر و تحریک قرار گرفته‌اند که شما چه قدر صحتمند و سالم به‌نظر می‌آئید.

سیریشتی‌جی، برای تلفن شما ممنونم. درست مانند شما همراه با کِ کِ پانده‌جی از سوهنا در ایالت هریانا و آشوریا شرما از سورت ایالت گجرات، چند نفر دربارۀ برنامۀ تلویزیونیِ “انسان در مقابل حیوان” که از طریق شبکۀ دیسکاوری پخش شده بود، می‌خواستند بدانند. من در این مرتبه هنگامی که راجع به”من کی بات” یعنی برنامۀ سخنِ دل فکر می‌کردم، به‌آن تیقّن کامل داشتم که نسبت به‌این موضوع، سوالها از من پرسیده خواهند شد و همین‌طور رخ داده. من در طول چند هفتۀ گذشته به‌هر کجا که رفته بودم و با مردم ملاقاتی داشتم در آنجا تذکّر از برنامۀ “انسان در مقابل حیوان” بعمل آمده. این واقعیتی است که من از طریق قسط واحد این برنامه نه تنها با نوجوانانِ هند بلکه سراسرِ جهان هم تماس گرفتم. من هم هیچ وقت باین فکر نیافتاده بودم که نوجوانان کشورِمان و سراسر جهان این قدر متوجّه به‌چیزهای پُر از تنوع و گوناگونی می‌شوند. من این هم هیچوقت فکر نکرده بودم که فرصتی را برای دلجویی نوجوانان سراسر جهان خواهم یافت. ببینید، چه رخ می‌دهد؟ من در هفتۀ گذشته عازم بوتان شده بودم. مشاهده نمودم که من بحیث نخست وزیرِ هند به‌هر کجا که رفتم بعلّت روزِ جهانی یوگا حالتی بوجود آمده که من به‌هرکسی که می‌رسم و با او می‌نشینم، کسی راجع به‌یوگا با من چند دقیقه صحبت می‌کند. شاید هیچ همچنین رهبر بزرگ جهان نیست که با من دربارۀ یوگا صحبتی نداشته باشد و این تجربه‌ام در سراسر جهان است امّا در حالِ حاضر یک تجربۀ جدید رخ می‌دهد. هرکسی را که می‌بینم و فرصتی را برای گفتگو با او بدست می‌آورم، او با من راجع به‌زندگیِ وحوش و محیط زیست صحبت می‌کند. 

من حیرانم که مردم بچه اندازه‌ای علاقه‌مند به‌ببرها، شیرها و جانداران دیگر هستند. شبکۀ دیسکاوری برای پخش نمودن این برنامه بزبان‌های ۱۶۵ کشور طراحی نموده است. اکنون هنگامی که جهان از دورۀ تفکّر نسبت به‌محیط زیست، گرمایش زمین و تغییرِ آب و هوا می‌گذرد، امیدوارم که در این چنین وضع، این برنامه در رساندن پیام، سنن و حسّاسیتِ هند نسبت به‌طبیعت از طریق این کاوش شبکۀ دیسکاوری به‌جهان معاون خواهد بود. من یقینِ کامل دارم که مردم خواهان آشنایی با اقدامات بعمل آورده شده در هند در رابطه با عدالت مربوط به‌محیط زیست و محیط تمیز و پاکیزه می‌باشند. امّا چیزی که قابل توجّه است، آن این است که بعضی‌ها از روی دو دلی از من می‌پرسند که من بزبانِ هندی حرف می‌زنم و بیئر گریلس زبانِ هندی نمی‌داند، چون باین قدر سرعت مکالمه مابین‌مان چطور بعمل می‌آید؟ آیا تدوین و تصحیح آن بعداً بعمل آمده؟ آیا فیلم‌برداری بارها رخ داده، چه شده است؟ مردم با کُنجکاوی فراوان این سوالها را می‌پرسند. باید به‌شما نشان بدهم که هیچ رمزی در آن وجود ندارد. بعضی‌ها این سوال دارند، چون من میخواهم که پرده از این رمز بکشایم. اگرچه در آن هیچ رمزی وجود ندارد بلکه واقعیت این است که در گفتگوی من با آقای بیئر گلریلس از فنّاوری باندازۀ کافی استفاده شده. وقتی که جمله‌ای از زبانم بیرون می‌آمد و بزودی ترجمۀ همزمانِ آن بزبانِ انگلیسی می‌شد. اینطور ترجمانی همزمان بعمل می‌آمد و ابزار کوچک دقیق بی‌سیم به‌گوشِ آقای بیئر گریلس نصب بوده. اگرچه من بزبانِ هندی حرف می‌زدم امّا او آن را بزبان انگلیسی می‌شنید و اینطور مکالمۀ مان بسیار آسان شده و همین است کمال فنّاوری! تعداد وافر مردم بعد از پخش شدن این برنامه، بحالت گفتگو دربارۀ پارک ملّی کاربیت به‌نظر آمده. من از شما خواستارم که از محلّلات مربوط به‌طبیعت، زندگانی وحوش و حیوانات جنگلی حتماً بازدید نمائید. من قبلاً هم متقاضی آن شده‌ام. من بارِ دیگر از شما خواستارم که در زندگیِ خود از قسمت‌های شمال شرقِ هند حتماً دید و بازدید نمائید. مناظر طبیعت در آنجا دیدنی است. مناظر طبیعت در قسمت‌های شمال شرق هند شما را به‌حیرت خواهد انداخت. با تماشهای مناظر طبیعت، توسعۀ درونی شما بعمل خواهد آمد. من در تاریخ ۱۵ ماه اوتِ امسال از باروهای قلعۀ سُرخ از شما تقاضا نموده بودم که در طول سه سال آینده کم از کم از ۱۵ محلّ هند و بطور کلّی برای توریسم صد درصد همراه با خانواده‌شان بازدید نمائید. من وقتی که مسئولیت سروزیرِ ایالت گجراتِ هند را بعهده می‌داشتم، در آن زمان، محلّ مسکونی شیرها در جنگل گیر دُچار فشردگی بوده. تعدادِ آنها روز بروز کاهش می‌یافت. ما در گیر کارهای متعدّدی را انجام دادیم. در سال ۲۰۰۷ میلادی برای استقرار پاسداران زن در آنجا تصمیم گرفتیم. برای توسعۀ سیاحت در زیربنا، اصلاح نمودیم. وقتی که ما، دربارۀ وحوش صحبت می‌کنیم فقط دربارۀ نگهداری از آنها حرف می‌زنیم. امّا اکنون لزومی دارد که فراتر از این تلاش نگهداری از زندگی وحوش دربارۀ ترحم به‌آنها باندیشیم. در کتابهای مذهبی ما در این مورد بخوبی راهنمایی شده است.

قرن‌ها پیش، نکتۀ جالبی که در این مورد در کتابِ مذهبی‌مان درآمده، از این قرار است:

निर्वनो बध्यते व्याघ्रो, निर्व्याघ्रं छिद्यते वनम

तस्माद् व्याघ्रो वनं रक्षेत्, वनं व्याघ्रं न पालयेत् ||

معنی‌اش این است که اگر جنگل‌ها وجود نداشته باشد، در آنصورت ببرها بناچار به‌آبادی مردم می‌آیند و به‌هلاکت می‌رسند. اگر ببرها در جنگل نباشند، نوع بشر جنگل‌ها را بریده، ازبین می‌برد. اینطور فی‌الواقع ببرها از جنگل تحفّظ می‌نمایند، نه اینکه جنگل، ببرها را حفظ می‌کند. نیاکانِ ما چطور این موضوع را بنحوۀ احسن به‌ما توضیح داده‌اند. بنابراین ما نه تنها احتیاج به‌حفظ و نگهداری جنگل و نباتات و جانوران وحشی داریم بلکه لزومی دارد که ما محیطی را بوجود بیاریم تا آنها بتوانند در آن پرورش بیابند.

هموطنان عزیزِ من، سخنرانی تاریخی که سوامی ویویکانندا در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۱۸۹۳ ایراد نموده، فراموش نشدنی است. آن اَبَرمردِ روحانی جوانسال هند با سخنرانی‌اش همه نوع بشر در سراسر جهان را به‌هیجان درآورده و یک شناخت باشکوه هند را در سراسر جهان پشتِ سر گذاشته. آن هندِ غلام که جهان، آن را به‌نظر حقارت می‌دید، این سخنرانی آن اَبَرمردِ مانند سوامی ویویکانندا نظریۀ جهان دربارۀ هند را دگرگون ساخت. بیائید آن چهرۀ هند که سوامی ویویکانندا آن را دیده بود، ما آن را بخوبی درک بکنیم. ما هرچیز را داریم. بیائید با عزم راسخ بجلو برویم.

هموطنانِ عزیزِ من، شما می‌دانید که ملّتِ ما، ۲۹ ماه اوت را بعنوان روزِ بازی‌ها برگذار می‌کند. ما بدین مناسبت، یک جنبشِ هندِ توانا را براه خواهیم انداخت. ما بایستی خود را بصورت توانا و قوی نگهداریم و کشورمان را هم مُستَعِد نمائیم. این برای همۀ کودکان، بزرگان، جوانسالان و زنان، یک نهضتِ بسیار جالبِ توجّه خواهد بود. من اسرار و رموز آنها را امروز بیان نخواهم کرد. برای آشنایی با آن، تا تاریخ ۲۹ ماه اوت انتظار بکشید. من در آن روز در این مورد مفصّلاً صحبت خواهم کرد و شما را هم‌خیال خود خواهم ساخت. چون من می‌خواهم شما را قوی و صحتمند ببینم. من می‌خواهم شما را دربارۀ صحت و سلامتی بیدار بسازم و ما برای یک هندِ توانا باتّفاق همدیگر هدفی را تعیین خواهیم کرد.

هموطنانِ عزیزِ من، ما در تاریخ ۲۹ ماه اوت در جنبش هندِ قوی و توانا، در ماه سپتامبر در تبلیغِ تغذیه و بخصوص از ۱۱ سپتامبر تا ۲ اکتبر کاملاً متعهد به‌نجات‌یابی از پلاستیک خواهیم شد. ما برای آزادی از پلاستیک با نیروی هرچه تمامتر از خانۀ خود بیرون خواهیم آمد و من می‌دانم این تلاش‌های مردم باعث هیجان برانگیزی در رسانه‌های اجتماعی خواهد شد.

بیائید با جنب و جوش نوین، با تعهد نوین و با نیروی تازه‌ای بجلو برویم.

هموطنانِ عزیزِ من، من امروز برنامۀ “من کی بات” یعنی سخنِ دل را به‌همین‌جا به‌پایان می‌دهم. من بارِ دیگر در خدمتِ شما خواهم بود و منتظرِ پیشنهادات‌تان خواهم ماند. بیائید ما برای به‌تحقّق رساندن رویای شیفتگانِ آزادیِ هند و رویای پدرِ ملّت مهاتما گاندی بطور باهمی بجلو برویم. نشاط و شادمانی خود را از طریق خدمتِ خلق اظهار داشته بجلو برویم.

خیلی متشکّرم.

والسّلام.