قسط چهارم

مترجمین: دکتراحمدعلی وشمس شیروانی

گوینده: شمس شیروانی

هموطنانِ عزیز من، سلام!

دوستان عزیز، من امروز در برنامۀ “من کی بات” یعنی سخنِ دل راجع به‌آن شخصیت عظیمِ هند حرف خواهم زد که در دلِ هرهندوستانی بسر می‌برد و هرکس از او احترام می‌گذارد و او را خیلی دوست می‌دارد. شاید هیچ‌کس هندی نیست که از او احترام نگذاشته باشد. او در سن و سال از همۀ ما بزرگتر است و شاهدِ مراحل و ادوار مختلف و گوناگون کشور می‌باشد. ما از او بعنوان دیدی یعنی خواهر لَتا خطاب می‌کنیم. او در تاریخ 28 سپتامبر نودمین سالگرد تولّدش را برگذار می‌نماید. من قبل از عزیمت به‌خارج از کشور این افتخار را داشتم که از خواهر لَتا گفتگوی تلفنی بکنم. این گفتگوی ما بطوری بود که یک برادرِ خرد با خواهر بزرگش حرف می‌زند. من هیچ‌وقت دربارۀ اینچنین گفتگوی شخصی حرف نمی‌زنم ولی امروز می‌خواهم که شما هم به‌آن گفتگوی خواهر عزیزم لَتا دیدی گوش بکنید. گوش فرا بدهید که چطور لَتا دیدی در این مرحلۀ زندگانی‌اش دربارۀ تمام جریانات کشور علاقمند می‌باشد و دربارۀ پیشرفت هند، هند روبه‌تغییر و دربارۀ اوج اعتلای هند احساس راحت می‌کند.

مودی: خواهرِ عزیز لَتا سلام! اینجانب نارندرا مودی هستم.

لَتا: سلام.

مودی: من بخاطری تلفن زدم تا به‌مناسبت سالروز تولّد شما به‌شما تبریک بگویم.

لتا: بله بله.

مودی: من سوار هواپیما هستم.

لَتا: خوب.

مودی: من فکر کردم که قبل از این عزیمت، به‌شما تبریک بگویم.

لَتا: بله بله.

مودی گفت: من به‌مناسبت سالروز تولدِ شما پیشگی تبریک می‌گویم. امیدوارم که سلامت باشید و امیدوارم که همیشه برای ما دعاگو باشید. همین می‌خواهم که قبل از عزیمت به‌خارج از کشور به‌شما سلام بگویم و بخاطر همین است که به‌شما تلفن زدم.

لَتا: من با شنیدن اینکه شما تلفن خواهید زد، خیلی خوشحال شدم. شما کی خواهید برگشت.

مودی: من در اواخر شب 28 سپتامبر و در اوایل صبح 29 سپتامبر خواهم برگشت و تا آنوقت مراسم جشن سالگرد شما تمام خواهد شد.

لتا: بله بله. من همراه خانواده‌ام در منزلم این مراسم را برگذار خواهم کرد.

مودی: خوب خواهرم. من خیلی خوشحالم.

لَتا: من آرزومند تمنّیات نیک برای شما هستم.

مودی: من آرزومندِ دعای شما هستم، شما که بزرگتر از من هستید.

لَتا: تعداد کسانی که ازلحاظ عمر بزرگ هستند، خیلی زیاد است امّا کسی که از کارهایش بزرگ است، دعای او خیلی اهمیت دارد.

مودی: خواهرِ عزیزم! شما ازلحاظ سن و سال و ازلحاظ خدماتِ شایانی هم بزرگتر هستید و اوج اعتلای شما نتیجۀ زحمات سخت و ریاضت شماست.

لَتا: من فکر می‌کنم که این دعای پدر و مادرم و شنوندگانِ من می‌باشد. من چیزی نیستم.

مودی: بله، این انکساری شماست که برای نسلِ جدید ما یک آموزش بزرگ و الهام‌بخش می‌باشد که شما با اینچنین کارهای عظیم در زندگانی خود، عادات و اطوارِ والدین و نرم‌گویی را همیشه ترجیح می‌دهید.

لَتا: بله.

مودی: و این برای من، مایۀ خرسندی است که شما با فخر و مباهات می‌گوئید که مادرم گجراتی بود.

لَتا: بله.

مودی: و من هنگامی که بحضور شما  آمدم.

لَتا: بله.

مودی: شما با غذای گجراتی از من پذیرایی کردید.

لَتا: بله. شما خودتان نمی‌دانید که چه هستید. من می‌دانم که با ورودِ شما سیمای هند دگرگون می‌شود که خیلی خوشم می‌آید.

مودی: خوب خواهر عزیزم، آرزومندم که عنایتِ شما به‌من و به‌سراسر کشور همینطور بماند و ما همه کارهای خوبی انجام بدهیم، شما همیشه برای ما الهام‌بخش بوده‌اید. نامۀ شما و سوغات‌تان نیز بدست من می‌رسد و یک نوع دلبستگی و رابطۀ خانوادگی است که برایم مایۀ نشاط و شادمانی ویژه‌ایست.

لتا: بله بله. من نمی‌خواهم مزاحم بیشتر شما بشوم، من می‌بینم و می‌دانم که شما چه قدر مشغول هستید، چه قدر کار می‌کنید و تا چه اندازه فکر می‌کنید. وقتی که شما برای قدم‌بوسی مادرتان رفتید، من آن را دیدم و کسی را بحضور او فرستادم و دعای او را نصیبِ خود ساختم.

مودی: بله، مادرِ من در این مورد به‌من می‌گفت.

لتا: بله.

مودی: بله.

لَتا: و وقتی که او به‌تلفن به‌من دعا گفت من خیلی خوشحال شدم.

مودی: مادرم برای این محبّتِ شما خیلی خرسند بود.

لَتا: بله بله.

مودی: و من سپاسگزار شما هستم که همیشه دربارۀ من فکرمند هستید و مجدّداً بمناسبت سالروز تولّد شما تبریک می‌گویم.

لَتا: بله.

مودی: وقتی که این بار به‌مُمبئی آمدم، می‌خواستم که بحضور شما بیایم.

لتا: بله، حتماً.

مودی: امّا بخاطر مشغولیاتِ زیاد نتوانستم بحضور شما برسم.

لَتا: بله.

مودی: امّا بزودی خواهم آمد.

لَتا: بله.

مودی: و به‌منزل آمده، بعضی از غذاهای گجراتی  را بدست شما خواهم خورد.

لَتا: بله، حتماً. این خوشبختی من است.

مودی: سلام خواهر عزیزم.

لَتا: سلام.

مودی: من به‌شما شادباش می‌گویم.

لَتا: سلام گرم و صمیمانه را تقدیم‌تان می‌کنم.

مودی: من هم سلام می‌گویم.

هموطنان عزیز، با فرارسیدن نوراتری، از امروز بار دیگر یک محیط فستیوال‌های پُر از جنب و جوش فراوان و آرزوهای نوین و تعهدات جدید بوجود خواهد آمد، چون این فصل فستیوال‌هاست. در طول چند هفته رونق فستیوال‌ها سراسر کشور را فرا خواهد گرفت. ما همه به‌فستیوال بزرگ نوراتری، دُرگا پوجا، دسهره، دیپاولی معروف به‌جشنِ چراغان، بهیّادوج، چَهت پوجا و فستیوال‌های متنوع و گوناگون خواهیم پرداخت. من به‌همۀ شما بمناسبت این فستیوال‌های آینده تبریک می‌گویم. در دوران این فستیوال‌ها، تمام اعضای خانواده همراه یکدیگر خواهند آمد. منازل پُر از نشاط و شادمانی خواهند شد ولی شما دیده باشید که در دور و بر ما بسیاری از کسانی هستند که از اینچنین نشاط و شادمانی محروم می‌شوند و همین را می‌گویند تیرگی زیرِ سایۀ چراغ. شاید این ضرب‌المثل فقط یک لفظ نیست بلکه برای ما یک دستور، یک فلسفه و انگیزه‌ایست. فکر کنید از یکطرف بعضی از منازل از روشنی چراغ‌ها منوّر می‌باشند و به‌طرفِ دیگر همانجا در مقابل آن و در اطراف آن بعضی از منازل تیره و تار می‌مانند. در بعضی از منازل شیرینی‌ها توزیع می‌شوند درحالیکه در بعضی از منازل بچّه‌ها از این شرینی‌ها محروم هستند. در بعضی از منازل جایی برای نگهداشتن لباس‌ها وجود ندارد و در بعضی از منازل لباس‌هایی برای جسم‌پوشی در دسترس نیستند. آیا این را تاریکی در زیرِ سایۀ چراغ نمی‌گویند. همین است که تاریکی زیرِ سایۀ چراغ‌هاست. این فستیوال‌ها فقط در آنصورت نشاطبخش هستند که تاریکی ازبین برود و روشنی گسترده بشود. ما باید در آنجا هم نشاط و شادمانی را برسانیم که فاقد آن هستند و همین باید اخلاقِ حسنۀ ما باشد. هنگامی که منازل ما پُر از شیرینی‌ها، لباس‌ها و سوغات‌ها باشند، در آنوقت ما باید به‌فکر محرومین هم بافتیم. کم از کم آنچه که در منازلِ ما باندازۀ فراوان وجود دارد و آن را بکار نمی‌بریم، آن را به‌دیگران که نیازمند آن هستند بسپاریم. در شهرهای متعدّد سازمان‌های غیردولتی همراه دوستانِ جوانسال خود این کار را انجام می‌دهند. آنها از منازل مردم لباس‌ها، شیرینی‌ها و غذاها را گردهم آورده به‌سراغ کسانی می‌روند که نیازمند آن می‌باشند و با گمنامی درمیان آنها توزیع می‌کنند. آیا ما می‌توانیم در این بار در فصل فستیوال‌ها با بیداری و تعهد کامل، این تیرگی زیرِ سایۀ چراغ را ازبین ببریم؟ لبخند و تبسّم به‌بعضی از خانواده‌ها، نشاط و شادمانی‌تان را بمناسبت این فستیوال‌ها دو برابر خواهد نمود و باعث رونق به‌چهرۀ شما خواهد شد، چراغتان بیشتر منوّر خواهد شد و دیپاولی‌تان هم روشن‌تر خواهد شد.

خواهران و برادران عزیز، به‌مناسبت دیپاولی یعنی جشنِ چراغان، لاکشمی یعنی ربته‌النوع ثروت با خوشبختی و سعادت وارد هرخانه می‌شود. لاکشمی بطور مرسومی مورد استقبال قرار می‌گیرد. آیا ما در این بار می‌توانیم به‌طرز نوین به‌استقبال لاکشمی بپردازیم؟ در فرهنگ و تمدّن ما دختران بعنوان لاکشمی محسوب می‌شوند برای اینکه این دختران مایۀ خوشبختی و سعادت می‌باشند. آیا ما می‌توانیم در این بار در جامعۀ خود در روستای خود در شهرهای خود برنامه‌هایی را برای احترام‌گذاری از دختران ترتیب بدهیم و برنامۀ عمومی را سازماندهی بکنیم؟ درمیان ما بسیاری از دختران خواهند ماند که با زحمات و جنب و جوش فراوان و استعدادشان باعث سربلندی نامِ خانواده، جامعه و کشور می‌شوند. آیا ما می‌توانیم به‌مناسبت این جشن دیپاولی به‌احترام این لاکشمی هند برنامه‌هایی را ترتیب بدهیم؟ در اطرافِ ما بسیاری از دختران و زنانِ پسر می‌باشند که کارهای غیرمعمولی را انجام می‌دهند. کسی ممکن است سرگرم باسوادی بچّه‌های فقیر باشد. کسی ممکن است سرگرم بیداری برای نظافت و کسی ممکن است بصورت پزشک و مهندس به‌خدمتِ جامعه باشد و کسی ممکن است بعنوان وکیل دادگستری برای دادخواهی، جدّ و جهد نموده باشد. جامعۀ ما باید اینچنین دختران را بشناسد و از آنها استقبال نماید و به‌آنها فخر و مباهات بکند. برنامه‌های استقبال از آنها باید در سراسر کشور برگذار بشوند. ما می‌توانیم یک کارِ دیگری را هم انجام بدهیم که سهم و خدمات این دختران را به‌رسانه‌های گروهی با یکدیگر مبادله نماییم و از هاشتاگ بهارت کی لاکشمی استفاده نماییم، بطوری که ما یک سلسلۀ برنامۀ عکس‌برداری سلفی با دختر را آغاز نموده بودیم و آن در سراسر جهان توسعه و گسترش یافت. همینطور ما، این بار هم می‌توانیم جنبش بهارت کی لاکشمی را آغاز نماییم. معنی تشویق از بهارت کی لاکشمی، استحکام راه سعادت کشور می‌باشد.

هموطنان عزیزم، من قبلاً هم گفته بودم که اهمیت بزرگ برنامۀ “من کی بات” این می‌باشد که من بطور مستقیم یا غیرمستقیم مفتخر به‌گفتگو با بعضی از افراد ناشناس می‌شوم. در روزهای گذشته دانشجویی از یک ناحیۀ دور افتاده اروناچل پرادش بنام اَلینا تاینگ یک نامۀ بسیار جالب را به‌من فرستاد و آنچه که در آن نوشته بود، من آن را بحضور شما می‌خوانم:

نخست وزیر محترم! نامِ من اَلینا تاینگ است. من به‌ روینگ اروناچل پرادش تعلق دارم. این بار هنگامی که نیتجۀ امتحانِ من اعلام شد، بعضی از مردم از من پرسیدند که آیا شما کتابِ “رزمندگانِ امتحان” را خوانده‌اید؟ من گفتم که من این کتاب را تاکنون نخوانده‌ام. امّا من پس از برگشتِ خود این کتاب را خریده و آن را دو سه بار خوانده‌ام. بعد از آن تجربه‌ام خیلی خوب بود. من فکر کردم که اگر من این کتاب را قبل از امتحان خوانده بودم برایم خیلی سودمند می‌بود. بسیاری از جنبه‌های این کتاب خیلی خوشم آمده، لاکن من این را هم دیدم که شعارهای متعدد برای دانشجویان وجود دارند امّا در این کتاب برای والدین و آموزگاران چیز زیادی وجود ندارد. من می‌خواهم که شما در چاپ جدید این کتاب دربارۀ والدین و آموزگاران نیز بعضی از اصول و محتوا را حتماً شاملِ آن بکنید. 

ببینید که دوستان جوانسال هم به‌این خدمتگذار نخست اعتماد دارند که اگر آنها چیزی را به‌اطلاع او خواهند رساند آن حتماً بتکمیل خواهد رسید.

دانش‌آموز خردسال من اوّل از شما برای اینکه به‌ من نامه‌ای نوشتید و کتابِ رزمندگانِ امتحان را دو سه بار خواندید، سپاسگزارم و در دوران مطالعۀ این کتاب برای اطلاع‌رسانی دربارۀ کمبود آن نیز خیلی متشکرم و از این هم خوشحالم که این دوستِ جوانسال من کاری را بعهده من گذاشته است.

دستور داده که کاری بکنم. من حتماً دستورشمارا اجراء خواهم کرد. طوریکه شما فرمودید که اگر طی چاپ جدید پخش شود پس حتماً درآن برای والدین و معلمین چند موارد را اضافه بکنم. اما از همۀ تان التماس خواهم کرد که آیا می‌توانید بمن کمک کنید؟ شما درزندگی روزانه باچه تجربیاتی روبرو می‌شوید. از تمام دانشجویان، معلمین و والدین تقاضا دارم که شما تجربیات خود در قبال مسایلی مربوط به‌ نگرانی‌های امتحانات و امکانات امتحانات آزاد از نگرانی‌ها را بمن بیان کنید و مرا از پیشنهادات خود مطلع سازید. من حتماً آنها را مورد توجه خود قرار خواهم داد. من برجنبه‌های آن فکر خواهم کرد و مواردی که در نظر من مناسب باشند من به‌الفاظ خود و با طرز خود سعی خواهم کرد بنویسیم. وامکان دارد که اگر پیشنهادات زیادی از سوی تان بدست من برسد پس احتمالاً چاپ بعدی من نیز حتمی خواهد شد. پس من منتظر نظریات تان خواهم ماند. من بار دیگر از دوست کوچولوی مان آلینا تاینگ که دانش آموزی از ایالت آروناچل است ستایش و قدردانی می‌کنم. 

هم وطنان عزیزم، همۀ تان از طریق روزنامه‌ها و تلویزیون‌ها از برنامه‌های پرشلوغ نخست وزیر نیز اطلاع دارید و آنها را مورد مباحثه خود نیز قرار می‌دهید. اما همۀ تان بخوبی می‌دانید که من نیز مانند شما یک انسان عادی هستم. یک شهری عادی می‌باشم و بنابرین دریک زندگی عادی با چه چیزها تحت تاثیر قرار می‌گیرم یک مورد طبیعی است و همچنین قلب من نیز بطور عادی تحت تاثیر قرار می‌گیرد چونکه من نیز مانند همۀ تان و میان همۀ تان بدنیا آمدم. ببینید این بار هرچه قدر پیروزی در مسابقات باز آمریکایی بر زبان همه بوده، سخنرانی برنده دوم دانیل مدودف نیز با همان ذوق وشوق مورد بحث میان مردم بوده است. آن بر روی رسانه اجتماعی بسیار جریان داشت پس من نیز آن سخنرانی را شنیدم و آن مسابقه را تماشا کردم. 

دانیل مدودف 23 ساله با سادگی‌اش و بردباری‌اش همه را تحت تاثیر می‌گذراد. من که از او بسیار متاثر شده بودم. فقط چندی پیش او از رافایل نادال برنده 19 بار گراند سلام و حماسه ساز تنس شکست خورده بود. اگر دراین زمان کس دیگر می‌بود او حتماً نومید و غمگین می‌شد، اما چهره او پژمردگی را نشان نداد، بلکه او با حرفهایش لب خندی را برچهره‌های هرکس بوجود آورد. انکساری، سادگی و حس صداقت او را بعنوان یک ورزشکار پر روحیه وانمود می‌کند و آن وجه او بوده که هرکس گرویده او شد. هر نفر حاضر در آن رویداد اورا با صمیمیت زیاد استقبال کرد. دانیل نیز از قهرمان نادال ستایش نمود. او بیان نمود که چطور نادال صدها هزار نفر را برای تنس تشویق کرد و الهام بخشید. او نیز گفت که بازی کردن درمقابل او چه قدر مشکل بوده است. حتی باوجود مقابله سرسخت او از حریف خود نادال بسیار قدردانی نمود و آن یک مثال بارز روحیه ورزشکار می‌باشد. درحالیکه ازطرف دیگر قهرمان نادال نیز از بازی دانیل شدیداً ستایش نمود. چه جالب ما دریک مسابقه از جنب و جوش شکست خورده وانکساری برنده دریک جا مشاهده نمودیم. اگر شما سخنرانی دانیل مدودف را نشنیدید پس من از همه تان و بخصوص جوانان تقاضا می‌کنم که حتماً آن ویدیو را تماشا کنید. چونکه آن دارای جنبه‌های مختلف زیاد آموزنده برای مردم هر عمر وسن می‌باشد. آنها لحظاتی اند که بسیار فراتر از پیروزی و شکست می‌باشند. شکست و پیروزی هیچ اهمیتی ندارد. زندگی برنده می‌شود و جالب اینکه در آئین مقدس ما این مورد با یک طرز بسیار خوبی ذکر شده است. فکر نیاکان ما واقعاً قابل ستایش است. در آئین مقدسِ ما بیان شده که وقتی که استعداد و انکساری درشخصی یک جا جمع شود پس او به‌آسانی می‌تواند دل هرکس را بدست آرد. درحقیقت این بازیکن جوانسال دل هرکس جهان را برده است. 

هم میهنان محترم و بخصوص دوستان جوان اینک موردی که می‌خواهم بشما مطرح کنم مستقیماً به‌نفع شما است. بحث و مباحثه و موافقت ومخالفت ادامه خواهند یافت. اما بعضی موارد اگر از قبل جلوگیری شود بسیار بسود همه تمام خواهد شد. مواردی که بسیار گسترش یابند و شیوع کنند پس نمی توان آنها را به‌آسانی جلوگیری کرد. اما اگر در ابتدا ما هوشیار باشیم وجلوی آن را بگیریم پس می‌توان از مشکلات زیادی آتی جلو گیری کرد. پس به‌همین خاطر دلم می‌خواهد که امروز خصوصاً با جوانان خود حرف‌های بخصوص را درمیان بگذارم. همه ما بخوبی می‌دانیم که نشۀ دخانیات برای سلامتی ما بسیار زیان آور است و ترک اعتیاد آن کاری است بس مشکل. افرادی که دخانیات را مصرف می‌کنند با خطر مبتلا شدن به‌بیماری‌ها مانند سرطان، قند و فشار خون مواجه می‌گردند. تنباکو یا دخانیات بعلت موجود بودن نیکوتین درآن منجر به‌اعتیاد می‌شود. درایام جوانی مصرف آن پرورش ذهن را نیز متاثر می‌سازد. اما چیزی که امروز می‌خواهم درمیان تان بگذارم یک موضوع جدیدی است. شما باخبرید که اخیراً در هند ممنوعیت بر استفاده سیگاربرقی یا اعمال شده است. این جدا از سیگارعادی یک نوع سیگارالکترونیکی است، در سیگار الکترونیکی یا برقی یک مواد مایع‌ای نیکوتین بکار برده می‌شود که حین گرم شدن یک نوع دود شیمیایی را مولد می‌کند که از طریق آن نیکوتین را مصرف می‌کنند. از خطرات عادی سیگار ما بخوبی آگاه ایم اما در مورد سیگاربرقی یک تصور نادرست شایع شده است. ابهامی را شیوع دادند که سیگر برقی هیچ خطری ندارد. و بخاطر اینکه مانند سیگارعادی بویی پراکنده نشود بنابرین مواد شیمیایی معطر نیز شامل آن می‌شود. 

ما بالعموم مشاهده نمودیم که اگر حتی پدری درخانه‌ای سیگاری باشد او نیز از اعضاء باقیمانده خانواده از سیگارکشی جلوگیری می‌کند و آنها را از عدم پرداختن به‌سیگار کشی وادار می‌سازد. آنها می‌دانند که سیگارکشی و مصرف تنباکو برای جسم انسان بسیار زیان آور است ومی خواهد که اولاد شان معتاد به‌سیگار نشوند. آنها همیشه سعی برآن دارند که هیچ کس در خانواده سیگاری نشود، دخانیات را مصرف نکند. در مورد خطرات ناشی از سیگارکشی هیچ نوعی ابهامی وجود ندارد. و فقط باعث ضرر وزیان است. حتی فروشنده آن با آن با خبر است. مصرف کننده آن نیز باخبراست. اما مسئله سیگار برقی بسیار جدا است. بیداری میان مردم در مورد سیگاربرقی بسیار کم است و آنها از خطر این نوع سیگار آشنایی کامل ندارند و بهمین خاطر است که بعضی اوقات مشتاق به‌مصرف آن بطور دزدگی می‌پردازند و سیگاربرقی یواش یواش وارد خانه می‌شود. وبعضی اوقات نوجوانان بیک دیگر بعنوان شعبده از آن مصرف می‌کنند. حتی درخانواده جلوی والدین نشان می‌دهند که ببینید امروز یک جادو جدید بشما نشان می‌دهم. ببینید از دهنم دود بیرون می‌آید و آن هم بدون آتش، بدون کبریت طوریکه یک شوی جادو اجراء می‌شود و اعضای خانواده از او تشویق می‌کنند. نمی فهمند که هنگامیکه نوجوانان و جوانان خانه در چنگل آن گیرمی‌افتند پس بتدریج مبتلا به‌نشه آن می‌شوند و بدام این عادت بد می‌افتند. ثروت جوانان ما متاسفانه بسوی ویرانی گامزن شده است و آن هم بطور نا آگاه. درحقیقت درسیگاربرقی چند نوع شیمیایی زیان آور مخلوط می‌شوند که تاثیر سوء را بر سلامتی می‌گذارد. شما می‌دانید که وقتیکه کسی در اطراف ما سیگار می‌کشد، آن از بوی وی پیداست در جیبش پاکت سیگار دارد و از بویش معلوم می‌شود. اما سیگاربرقی این طور نیست. و دراین صورت جوانان متعدد، آگاه و یا نا آگاه و بعضی اوقات بعنوان مد زمان با افتخار زیادی  درکتابهایشان یا در اداره‌های شان یا درجیب شان و بعضی اوقات در دست خود می‌گیرند و مشغول قدم زدن می‌شوند و بعداً به دام آن گیر می‌افتند. نسل جوان، آینده کشور می‌باشد. ممنوعیت بر سیگارالکترونیکی اعمال شده است تا اینکه طرز جدید اعتیاد مذکور کشور جوان ما را ویران وتخریب نسازد، رویاهای هیچ خانوار را برباد بکند. زندگی بچه‌ها را خراب نکند. این مرض و این عادت در جامعه ما ریشه گیری نکند. 

من ازهرکس شما استدعا می‌کنم که مصرف دخانیات را ترک گوئید و در مورد سیگاربرقی هیچ سوء تفاهمی شیوع نکنید و ابهامی درمورد ضرر وزیان حتمی آن نداشته باشید. بیائید همه ما به‌اتفاق یک هند سالم را بنیانگذاری کنیم. 

بله شما هند سالم یاد تان باشد؟ هند سالم یعنی این نیست که ما صبح وشب دو ساعته به‌یک ورزش گاه بدنی برویم و دست وپا را بجنبانیم وبس کافی است. باید ما از تمام این نوع کاری نیز اجتناب ورزیم تا هند سالم را بدست آریم. من معتقدم که حرفهایم بد تان نیامده باشد بلکه از آنها راضی باشید. 

خواهران و برادران عزیزم جای خوشبختی ما است که هند ما کاشانه ومیدان عمل آن نوع شخصیت‌های غیر عادی بوده که آنها نه برای خود بلکه برای بهبودی دیگران تمام زندگی خود را مصرف کردند.

این مادرهند ما، این وطن ما، مایه افتخار ما است. شخصیت‌های بارز متعددی بر سرزمین آن بدنیا آمدند. هندعظیم آن سرزمینی است که مهد و زادگاه شخصیت‌های فوق العاده بوده است. و آنها افرادی اند که نه برای خود بلکه برای دیگران خود را مصرف کردند و به‌همین نوع یک شخصیت عظیمی در ۱۳ اکتبر درشهر واتیکان مفتخر ساخته خواهد شد. و آن برای هر نفر هندی باید افتخار عظیم می‌باشد که پاپ فرانسس خود درتاریخ ۱۳ اکتبر مادر ترسا را بعنوان روحانی مقدس اعلام خواهد کرد. خواهر مریم ترسا درسن ۵۰ ساله زندگی خود را برای خوشحالی بشریت هبه کرد و کارهایی را که انجام داد، برای کل جهان یک مثال بی همتا می‌باشد. او خود را برای خدمت بشریت و آموزش و پرورش هبه کرده بود و نسبت به‌آن شیفتگی بی سابقه‌ای داشت. او مدارس، خوابگاه‌ها و یتیم‌خانه‌های متعددی را بنا کرد و در تمام عمر در این ماموریت خود را مصروف ساخت. خواهر ترسا هرکاری را بعهده گرفت با تعهد و عقیده خالص انجام داد. او هرکاری را با فداکاری به‌پایه تکمیل رساند. ایشان انجمن خواهران خانواده مقدس را بنا کرد که هنوز هم از او رهنمایی می‌شوند و ماموریت ایشان را بجلو می‌برند. من باردیگر از خواهر ترسا تجلیل می‌کنم و به‌ مردم هند وبخصوص به‌تمام خواهران و برادران مسیحی خود برای دست آورد مذکور بسیار بسیار تبریک می‌گویم. 

هم وطنان گرامی ام، نفقط برای هند بلکه برای کل جهان آن باعث افتخار است که هنگامیکه ما ۱۵۰مین سالروز تولد گاندی را گرامی می‌داریم ۱.۳ میلیارد نفر هم وطنان برای رهایی از استفاده پلاستیک تک مصرفی تعهد بسته اند. از نحوی که هند درجهت تحفظ محیط زیست در سراسر جهان تعهد بسته است و بر دیگران سبقت جسته آن کشورمان را درنظر سایر کشورها با یک افتخار خصوصی روبرو ساخته است و همه بسوی هند چشم دوخته اند. من کاملاً معتقدم که همۀ تان در دوم اکتبر سهیم کمپین آزادی از استفاده پلاستیک تک مصرفی خواهید بود. در اماکن مختلف، مردم با طرز شخصی خود دراین مبارزه سهم می‌گذارند. اما یک نوجوانی درکشور مان یک مبارزه یگانی را براه انداخته است. من متوجه کار او شدم و از طریق تلفن خواستم که در مورد این برنامه جدیدش اطلاعاتی کسب کنم. شاید این اقدام شان بسود مردم دیگر کشور نیز گردد. آقای ریپودمان بِلوی یک کوشش جدیدی را بعمل می‌آورند. ایشان به‌ پلوگینگ می‌پردازند. هنگامیکه اولین بار کلمه پلوگینگ را شنیدم آن برای من نو بود اما شاید درکشورهای خارجی این واژه بحد زیادی بکار برده می‌شود اما در هند آقای ریپودمان بِلوی آن را بسیار رواج داده است. بیائید با ایشان کمی حرف بزنیم:

آقای مودی: هالو آقای ریپودمان من نخست وزیر می‌باشم.

ریپودمان: بله جناب، بسیار خوب، تشکر می‌کنم جناب

آقای مودی: ریپودمان صاحب

ریپودمان: بله جناب عالی

آقای مودی: شما که با پلوگینگ با تعهد زیاد کار می‌کنید

ریپودمان: بله جناب

آقای مودی: پس دلم اشتیاقی بدست آورد تا فکر کردم خود مستقیماً از طریق تلفن به شما برسم

ریپودمان: بسیار خوب

آقای مودی: این تصور در دل شما از کجا بوجود آمد؟

ریپودمان: بله قربان

آقای مودی: این کلمه واین طرزعمل از کجا در قلب شما بوجود آمد؟

ریپودمان: قربان درحال حاضر جوانان دنبال یک نوع کار گیرا و جالب هستند تا آنها را تشویق وترغیب کند بنابرین من خودم تشویق شدم و اگر من بخواهم ۱.۳ میلیارد نفر هندی را به این مبارزه شامل کنم پس من باید چند مورد گیرا را انجام دهم ویک کار مشغول کننده باید انجام می‌دادم و چونکه خود من یک دونده می‌باشم و هنگامی‌که صبح ما می‌دویم ترافیک کم است، مردم هم کم می‌باشند پس، آشغال و زباله و پلاستیک از همه بیشتر دیده می‌شود و بنابراین به‌جای شکایت و یا بازی کردن من خواستم که دربارۀ آن بفکری باشیم و همراه با گروه دونده بود که آن را آغاز کردم، اوّل در دهلی و بعداً در سراسرِ هند با این عمل کاری مسافرت نمودم. من از هرجا ستایشِ زیادی بدست آوردم.

مودی: دقیقاً شما چه کاری می‌کنید؟ کمی تذکر بدهید تا من هم آن را یادگیرم و ازطریق برنامه سخنِ دل، هموطنان نیز از آن آگاه شوند.

ریپودمان: جناب پس ما به‌این کار پرداختیم یعنی مبارزه بدَو و تمیزکن، جایی که ما از گروه‌های دونده بعد از ورزش‌بدنی‌شان برای فعالیت‌های استراحتی می‌خواهیم که زباله را بردارید و با آغاز آن پلاستیک راجمع کنید که آن همانند دویدن است و تمیزکاری را انجام می‌دهید و بعداً بطور ناگهان ورزش بسیار به‌آن افزوده شد. پس شما فقط دوندگی نمی‌کنید و چمباتمه می‌زنید بلکه چمباتمه عمیق را انجام می‌دهید، شما بجلو خم می‌شوید وغیره و تمام آن یک نوع ورزشِ کلی می‌باشد. شاید شما خوشحال باشید بدانید که در سال گذشته مجله‌های زیاد ورزشی و سلامتی بدنی در هند این نوع طرزِ عملی ورزشی را بعنوان اولین گرایش مُد نامزد کرده‌اند و این یک نوع سرگرمی است.

آقای مودی: شما را برای این کار تبریک می گویم

ریپودمان: تشکر جناب

آقای مودی: پس شما از ۵ سپتامبر از کوچی آغاز کردید؟

ریپودمان: بله جناب و اسم این ماموریت ما “برای رهایی هند از زباله بدوید” می باشد، همانطوریکه شما دوم اکتبر را بعنوان یک جنبه تاریخی نامیدید من مطمئنم که زمانی که از زباله رهایی یابیم، از پلاستیک نیز رهایی خواهیم یافت و پس آن یک مسئولیت شخصی گشته است. ومن هزاران کیلومتر می دوم و تمیز می کنم که ۵۰ شهر را دربر می گیرد. و بسیاری ازمردم مطلع ساختند که آن شاید طولانی ترین مبارزه تمیزکاری باشد و ما جناب، بطور هم زمان یک مورد گیرا را در رسانه اجتماعی بکارمی بریم بنام #پلاستیک اوپواس که از طریق آن ما از مردم می پرسیم که بما بگویند که چه چیز تک است که بعنوان تک مصرفی بکار می برید نفقط پلاستیک تک مصرفی بلکه هرچیز تک مصرفی که شما کاملاً از زندگی خود دور می اندازید.

آقای مودی: بسیار عالی…. پس شما که از پنجم سپتامبر مشغول آن هستید چه تجربه تا بحال دارید؟

ریپودمان: جناب، تا بحال خاطره خوبی دارم. در دوسال گذشته ماه تقریباً ۳۰۰ مورد پلوگینگ را در سرتاسر هند برگزار کردیم وهنگامیکه در کوچی آغاز کردیم، گروههای دونده بما پیوستند و گروه‌های محلی تمیزکاری را نیز همراه خود شامل کردم. بعد ازکوچی، مادورا، کوئم باتور و سالیم. واخیراً در اودوپی یک مدرسه این ابتکار را انجام داد که درآن کودکان کوچک، جناب از کلاس سوم تا ششم دراین کارگاه پیوستند که دراصل برای یک برنامه نیم ساعته بود، اما آن به یک برنامه 3 ساعته پلوگینگ مبدل گردید و آن کودکان بحدی از آن متاثر شدند و به والدین خود، همسایگان خود وافراد مسن خانواده خود ازآن مطلع ساختند و آن یک جنبه تشویقی و تحریکی بزرگی است برای ما و آن را به سطح آینده اش می بریم.

آقای مودی: آقای ریپو آن زحمتی نیست بلکه عبادتی است. شکی نیست که شما مشغول عبادتی هستید

ریپودمان: بله جناب

آقای مودی: من شما را بسیار بسیار تبریک می گویم اما فرض کنید که ۳ مورد را به هموطنان ابلاغ کنید پس چه ۳ حرف بخصوص باید بعنوان پیامی به آنها ابلاغ کنید؟

ریپودمان: من دراصل سه گام را به آنها ابلاغ خواهم کرد: برای یک هند آزاد از زباله ویک هند آزاد از اشغال، گام یک، زباله فقط در زباله دان به اندازید.

گام دوم هرنوع زباله که روی زمین مشاهده کنید فوری در یک زباله دان به اندازید. گام سوم اگر زباله دانی را مشاهده نکنید پس اشغال را در جیب و یا در ماشین خود نگه دارید و بخانه ببرید. آن را جدا سازی کنید به خشک و تر و صبح که گاری شهرداری بیاید به آنها بسپارید و اما اگر ما ازاین سه گام پیروی کنیم ما “هند آزاد از زباله” را مشاهده خواهیم کرد. 

آقای مود: آقای ریپود شما با الفاظ بسیار ساده آن را تذکر دادید و از یک طرزی آن رویای گاندی جی را بجلو می برید و آن طرز گفتار ساده گاندی که برای ابلاغ نظریه خود به مردم بکار می برد شما نیز اتخاذ کرده اید. 

ریپودمان: تشکر جناب

آقای مودی: بهمین خاطر شما مستحق تبریک می باشید. آقای ریپودمان، از گفتگو با شما بسیار خوشم آمد وشما بایک طرز اختراعی کل برنامه مذکور را بنحوی شکل دادید که مردم و جوانان خصوصاً آن را درک کنند. من شما را بسیار تبریک می‌ گویم. وهموطنانم، این بار بمناسبت سالروز تولد ماهاتما گاندی، وزارت ورزش نیز برنامه هند سالم دوندگی پلوگینگ را برگزار می کند. در تاریخ دوم اکتبر برنامه پلوگینگ دو کلومتری در سرتاسر کشور اجراء خواهد شد. این برنامه به چه نحوی باشد و باید درآن چه کرد، آقای ریپودمان بخوبی به ما آشنا ساخت. در کمپین که از دوم اکتبر آغاز می شود همه ما باید تا ۲ کلو متر به دو آهسته می پردازیم و زباله پلاستیکی سر راه را جمع آوری کنیم. ازاین طریق ما نفقط از سلامتی خود مان مراقب می مانیم بلکه از سرزمین مادری خود نیز مراقبت خواهیم کرد. از طریق این کمپین، جنبه سلامتی همراه با بهداشتی میان مردم بیدار خواهد شد. من معتقدم که ۱.۳ میلیارد نفر هم وطن هنگامیکه گامی را دراین جهت بردارند، پس کشورمان در رهایی از پلاستیک تک مصرفی ۱.۳ میلیارد گام بجلو خواهد رفت. آقای ریپودمان بار دیگر از شما بسیار بسیار تشکر می کنم و شما را و تیم شما را و برای این تصور نو بی نهایت ممنون ام و از شما تشکر می کنم. 

هموطنان محترم، آمادگی‌های روز دوم اکتبر در کل کشور و سراسر جهان درجریان اند اما ما “گاندی ۱۵۰؛” را می خواهیم به راه عمل ببریم. ما باید برای نفع کشور زندگی خود را بجلو ببریم. می خواهم یک موردی را پیشگی بشما ذکر کنم. درحالیکه در برنامه آتی سخن دل با تفصیل از آن ذکر خواهم کرد اما من پیشگی به آن خاطر می گویم تا آنکه شماها بتوانید فرصت آمادگی آن را داشته باشید. شما یادِتان باشد که ۳۱ اکتبر سالروز تولد سردار ولاب بایی پاتل است. “هند متحد هند برتر” یک رویای همه ما است و به همان مناسبت هرسال در ۳۱ اکتبر ما در سرتاسر کشور دووی برای اتحاد برگزار می کنیم و هرکس چه بزرگ وجوان، از مدارس و دانشکده‌ها، بتعداد هزاران نفر از صدها هزار روستا درآن روز برای اتحاد به دویدن می پردازند. پس شما از حالا آماده باشید. من درآینده با تفصیل با شما حرف خواهم زد؛ اما فعلاً فرصت داریم، بعضی‌ها می توانند از حالا تمرین را آغاز کنند و حتی می توانند برنامه ریزی کنند.

هم میهنان عزیزم؛ شاید بخاطر داشته باشید، من در ۱۵ اوت از قلعه سرخ گفته بودم که شما تا سال ۲۰۲۴ به ۱۵ جا بروید. حداقل به ۱۵ جا و آن هم درصورت امکان برنامه یک شبه یا دوشبه را ترتیب دهید. شما از هند تماشا کنید، و ازآن تجربه کنید. ما دارای گوناگونی زیاد می باشیم. هنگام ایام تعطیلات مردم به جاها مسافرت می کنند و بهمین خاطر بارِدیگر از شما تقاضا می کنم که شما به این نوع ۱۵ مکان برای سیر و تفریح مراجعه نمایید.

هموطنانم، فقط پریروز در تاریخ ۲۷ سپتامبر روزجهانی گردش گرامی داشته شده بود و چندین آژانس مسئول، گردشگری را درجه گذاری می کنند و باعث خوشحالی شما خواهد بود بدانید که هند درشاخص رقابتجویی مسافرت بری و گردشگری بهبودی شایانی را بدست آورده است. و همه آن بخاطر همکاری شما امکان پذیر گشت. بخصوص فهماندن اهمیت گردشگری، آن امکان پذیر شده است. 

مبارزه نظافت نیز درآن سهم بزرگی دارد و بهبودی به چه حدی بوده باید بشما ذکر کنم وشما ازآن لطف خواهید برد. امروز درجه ما ۳۴مین است درحالیکه ۵ سال قبل با درجه ۶۵ برخوردار بودیم. یعنی ازیک لحاظی مایک جهش قابل توجهی را بدست آوردیم. و اگر بیشتر سعی نمودیم ما تا فرارسیدن ۷۵ سال آزادی می توانیم مقامی را درمیان نخستین کشورهای توریستی بدست آریم.

هم وطنان عزیزم، باردیگر همه شما را برای فستیوالهای گوناگون موجود درهند متنوع تبریک می گویم. اما باید درفکر باشید که مبادا از ترکه‌ها وغیره دوران عید دیوالی آتش سوزی اتفاق نه افتد، کسی از آن ضرری نه بیند. بنابرین بهمین خاطر هرنوع احتیاطی که لازم باشد باید رعایت کنید. باید پر از شادی باشد، پر از لطف هم باشد و جشنهای ما همیشه دارای خوشی و مسرت دست جمعی می شود و پر از فرهنگ و آداب است و زندگی اجتماعی یک نیروی تازه‌ای می بخشد و ریاضت آن نیروی جدید به جشن می انجامد. بیائید به اتفاق هم باشوق و اشتیاق فراوان رویا و تعهد تازه فستیوالهای خود را جشن بگیریم. بارِ دیگر تمنیات بی کران خود را برای همه تان آرزومندم.

متشکرم